بررسی دیدگاهها وابعاد مفهوم توانمند سازی روان شناختی منابع انسانی درسازمان
223 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : گروهی
زبان : فارسی
توانمندسازی مفهوم جدیدی است که دراواخر دهه80 توجه بسیاری از پژوهشگران ,صاحبنظران ودست اندرکاران مدیریت وروانشناسی سازمانی را به خود جلب کرده است. توانمندسازی به مفهوم اعطای قدرت به کارکنان وایجاد انگیزش درونی درانها وتقویت اعتماد به نفس به منظور افزایش اثر بخشی در سازمان می باشد. از عوامل موثر به توانمند سازی مدیریت مشارکتی، تفویض اختیار و واگذاری مسئولیت، ایفای نقش از سوی مدیران به عنوان مربی و تسهیل گر ساختار ارگانیک و پویا و ارتباطات همه جانبه فرهنگ حمایتی و پشتیبانی از کارکنان جهت انجام اعمال نوگرایانه، آموزشی و توسعه کارکنان، افزایش دانش و مهارت در آنها، خود آگاهی نیز می باشد. بابررسی متون,دودیدگاه متفاوت نسبت به توانمندسازی وجود دارد: اول,دیدگاه مکانیکی یا ارتباطی.طرفداران این رویکرد توانمندسازی رامترادف با تفویض اختیار وقدرت تصمیم گیری به رده های پایین تر سازمان می دانند.دوم,دیدگاه ارگانیکی(انگیزشی ویا شناختی).حامیان این دیدگاه توانمندسازی را مفهومی چند بعدی می دانند که برحسب ادراکات وباورهای کارکنان نسبت به نقش خویش درشغل وسازمان وبه عنوان فرآیند افزایش انگیزش درونی کارکنان درانجام وظایف محوله تعریف می کنند. توانمندسازی روان شناختی کارکنان به عنوان یک رویکرد نوین انگیزش درونی به معنی آزاد کردن نیروها وقدرت درونی افراد وهمچنین فراهم کردن بسترها وبوجود آوردن فرصت ها برای شکوفایی استعدادها ,توانایی ها وشایستگی ها کارکنان می باشد ودرواقع شامل ادراکات افراد نسبت به نقش خویش درشغل وسازمان می شود. توانمندسازی روان شناختی شامل پنج بعد:احساس شایستگی,احساس اعتماد, احساس موثر بودن,احساس خود مختاری, واحساس معنی داربودن شغل می شود. دراین مقاله مفهوم توانمندسازی ,رویکردها وباورها تحت عنوان ابعاد توانمندسازی روان شناختی توضیح داده می شود. کلید واژه فارسی: توانمندسازی ,توانمندسازی روان شناختی, ابعاد توانمند سازی روان شناختی,رویکرد مکانیکی ورویکرد ارگانیکی